ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
به دست زخمه تیز خیالت
غمی هر شب دلم را می نوازد
زدم قید زمان و زندگی را
از آن روزی که چشمت قید ما زد
نباشی زندگانی زندگی نیست
غزل بی قافیه معنا ندارد
بدون رویت ای خورشید روشن
شب دلتنگی ام فردا ندارد
نهادم سر به درگاه نگاهت
غرور سنگی دل را شکستم
تو با درد دلم نا آشنایی
فغان از من که دل را بر تو بستم
نمیدانم چرا اینقدر تنگ است
دلم از دوری آن موپریشان
عزیز من نمیداند وفا چیست
خدا خود داند و این بی وفایان
عباس اسماعیلیان
شب ریخته از کاسه چشمان سیاهت
زیبنده ترین آیت عشق است نگاهت
آزادی موهای پریشان تو زیباست
بر گردن من هر چه که گویند گناهت
بگذار که بدنام بپنداردم این شهر
بگذار دلم را بنشیند سر راهت
تو معنی بی پرده سخن گفتن مایی
سرّی به سرم نیست بجز طلعت ماهت
با قافله عشق از این کوی گذر کن
یوسف صفت افتاده دلم گوشه چاهت
عباس اسماعیلیان