من ، تو را در پَس تویِ خیال گم کردم،

من ، تو را در پَس تویِ خیال گم کردم،
و در میانِ زمین و زمان به دنبال میگَشتم...
تو مَرا از دیده خود دور نِمودی ،
اما ...
اما غافل از آنکه ،
دیر زمانی ست در ضمیرِ تو منزل گُزیده ام
منِ شُوریده حال ، توِ شیدا
هر دو مان بِسانِ برگی رقصان در باد
به میانِ خاطرات ، دَمی آرام نگیریم...


سحر قائدرحمتی