به آرامی ماه را به آغوش کشیدم

به آرامی ماه را به آغوش کشیدم
در این میان نیز
ماه را بوسیدم
و سپس تو را نوشتم
از مهر ماه با ستاره
ترانه ای عاشقانه
برای آسمان خواند
تبسم آسمان را دیدم

ماه در دامن تو نشست
قبل از غروب آن
هر دو ماه را بوسیدیم
او رفت
ولی ترنم خیسی گونه ماه
در دامن تو
هنوز قابل چیدن بود

ماه امشب سپید تر بود
دیدم که منتظر طلوع مانده
تا زودتر به آغوش تو
منزل کند
گفته اند که
ماه من کجا و ماه گردون کجا
ولی ماه من
وماه گردون
هر دو در یک جا
کنارم نشسته اند

ماه را دیدم
و دستانم قلم را ربود
زیرکانه شروع به نگارش کرد
گفت که
از ماه من خواهد نوشت
ماهی که همیشه طلوع دارد
روز و شب می تابد
زیبایی رخ تو کجا
جلوه ماه کجا

تراوش قلم بر قلبم
همچون رایحه عطر اقاقیا
جانم را از کالدبم
رها کرد
در آسمان کنار ماه نشستم
آه
ماه من در زمین
چه درخششی دارد


حسین رسومی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد