به سینه آتش عشقی که داشتم، دارم

به سینه آتش عشقی که داشتم، دارم
به دیده دُرًِ گرانی که داشتم، دارم

قسم به ناز نگاهت. بویژه در مستی
به آن پیاله، نیازی که داشتم، دارم

تمام خلق، ملامت کُنندم اَر، شب و روز
به چهره داغ و نشانی که داشتم، دارم

نمی‌زند بدلم سر، بجز خیال تو کس
همای گوشه نشینی که داشتم، دارم

جهنم است جهان بی خمیرمایه‌ی عشق
من این عقیده و رأیی که داشتم، دارم

سپید موی من از فرطِ اشتیاق تو شد
وگرنه شور و نشاطی که داشتم، دارم

گذشت. عمرو وصالش نشد میَسًر ما
اگرچه قول و قراری که داشتم، دارم

به شامِ آخرِ عمرم، بگو به این (شیدا)
درون سینه شراری که داشتم، دارم


علی اصغر یزدانی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد