هر گاه به تو اندیشم در ذهن غزل چینم

هر گاه به تو اندیشم در ذهن غزل چینم
از دل وفا بینم با اشک عسل چینم

با درد عدم بینم تصویر بغل چینم
از چشم فزع بینم از پلک اجل چینم

در رخ کویر بینم از آن حبل چینم
در لب شرر بینم گاهی علل چینم


با ترس قمر بینم معشوق عسل چینم
با لرز ثمر بینم از اشک جدل چینم

در شب فلق بینم افسانه ازل چینم
در روز شفق بینم از دور اجل چینم

از نی سماع بینم از اشک جمال چینم
در قلب پرش بینم از نبض عمل چینم

کاری بدیع بینم از عرش زحل چینم
در فرش ملک بینم گویی بدل چینم

در نور سوال بینم از نور خیال چینم
ذکر را زوال بینم از آب زلال چینم

از دور غزال بینم از آن مثال چینم
شاید وصال بینم، از عشق ، محال چینم

خود را مثال بینم عشق ازهلال چینم
عشق اشتعال بینم نور از زغال چینم

واژه فی البداهه بینم در ذهن غزل چینم
هوش را زوال بینم شاید جمال بینم

داریوش لشگری

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد