از آن هوای کوچه‌ات، از این هوای منزلم

از آن هوای کوچه‌ات، از این هوای منزلم
دلم دوباره تنگ شد، دوباره تنگ شد دلم

به شوره زار شهر من نرسته شاخه‌ی گِلی
مگر بنفشه سر زند ز داغ لاله از گِلم

کجاست گریه های ابر؟ تا کجا شکیب و صبر؟
چرا چنین فشانده شد نمک به زخم ساحلم؟!


به کوچه‌ها مه است؟ دود؟ یا سیاهی غروب؟
چرا دوباره کور شد هزار چشم کاملم؟

کدام جاده می برد مرا به سوی آفتاب؟
از این شب سیاه خود که گم شده شمایلم!

بیا و دست من بگیر از این کرانه بگذریم
دلم دوباره تنگ شد دوباره تنگ شد دلم

حسین نامدار

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.