| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
به رویایی سفر کردم ، به یک شب
به رویا واقعیتر ، من در آن شب
ز رویا می چکید از ابر تیره
ز ابر آسمان چون شام تیره
همه رو یای من بود در شب تار
همه جنگ و جدل ، ویرانه ها خار
چنان وحشت گرفت، روح و روانم
چنین است خاب بد، در این پیامم
از آن ابر سیه بود، دشمنانی
که در خاطر نگنجد، بیشماری
همه خواب و همه رویا پیام است
اساس زندگی ، خواب و خیال است
شبی طی شد ، از آن رویای بد فام
سپیده سر زد و صبحی دلارام
ابراهیم معززیان