| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
آبی آن آسمان، سرشار غمهای نهان
زیر چشمان ستاره، آه پنهانی چرا؟
دست تقدیر از ازل، افروخت شام شبنمی
میزند در دل چراغ، این شعلهافشانی چرا؟
دوش دیدم در چمن، آوای عشقی بیقرار
جان فدای نغمه شد، جانا پریشانی چرا؟
سرو آزاده به باغی، غرقه در اسرار نور
خسته از رنج جفا، ای دل، پشیمانی چرا؟
ساقی آمد باده در کف، ساغری بر دوش باد
مست در کوی تو گشتند، این جفاکاری چرا؟
ابر رحمت میچکد بر خاک ما با مهر دوست
باز میلرزد دل ما، سوز پنهانی چرا؟
صبح امیدم شکفت از چهرهی مهر و وفا
در دل شبهای حسرت، آه پنهانی چرا؟
عشق را بر دار کردند اهل مکر و ناسپاس
هر چه پرسیدم ز دل، گفتش پشیمانی چرا؟
باد مشرق میرساند نامهای از یار دور
راز سر بسته بگو، ای شمع، پنهانی چرا؟
گفت لسانالحال شب، شرح غمهای نهان
هاتف آمد از فلک: ای دل، پریشانی چرا؟
حافظ کریمی