پنجره را باز کن!

پنجره را باز کن!
تا نسیمِ موهایت تاریخ‌ها را ورق بزند.
من زیر بارانِ گیسوی تو
به دنبال خانه‌ی گمشده‌ام می‌گردم.
در هر قطرۀ نور
چهره‌ات را می‌بینم که می‌خندد:
«اینجا وطن است،
ای آوارۀ عشق!»
و من در آستانه‌ی لب‌هایت
پرچمِ صلح برافراشته‌ام.

حسین گودرزی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.