| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
کار دنیا را می بینی؟
یه امشبی که به خوابم آمدی
من از غصه تو بیدار بودم
حق با شاملو بود
هرگز کسی این گونه فجیع
به کشتن خود برنخاست
که من به زندگی نشستم
نسترن هایی که دوست داشتی
شکوفه دادند
بوی لبخندت را می دهند
قلمه زدم
تا وقتی ریشه کرد
برایت بیاورم
بپیچد لابه لای بید مجنونی
که حالا ریشه اش تو را در آغوش گرفته
هوا پر شده از بوی نارنج که نه
رایحه گیسوانت
حتی عطرش هم طاق می کند
قرار بی قرارم را
می بینی؟
هنوز هم زبانه می کشد
از لابه لای خاکستر خسته ای
که تمارض می کند سرد شده
از خودت بگو
آنجا هم آسمانش کوتاه است؟
اینجا که نفس بالا نمی آید
خورشیدم محض رضای خدا
چشم باز نمی کند
هنوز شب است
ظلمات محض
شبیه جامه تنم
راستی
خط اصلی خدا
از دسترس خارج شده
تو که همسایه اش هستی
سراغش را بگیر
شاید مساعدت شد
آمدنم تسریع شود
همین چار شوید موی باقی مانده هم
دارد سفید می شود
صدایم کن
سرو هزار ساله من
لقمان مداین