از خیال خود گذشتم که بدانی خیال هیچ نیست

از خیال خود گذشتم که بدانی خیال هیچ نیست
درد درمان من همان سود که خیال هیچ نیست
مبادا نظر کنی با چشمی خیس بر این سنگ مزارم
من بارها به التیام التماس گفتمت تنها مزارم
این گونه از تو را سود سود هاج واج نبود نیست آرزویم
آن گونه که دانستی من غیر توام نیست ورد زبانم سود سود


سیدعلی کریمی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.