لااقل غصه‌ی تنهایی او را نخورم

لااقل غصه‌ی تنهایی او را نخورم
دم نزنم
گر به اغیار بیفتد نظرش خوش باشد،
خوشی‌اش را به گلایه
بر هم نزنم
نرم نرمک بروم جای به آن کس بدهم
که مرادش نبوَد جز خوشی و خنده‌ی او
نکند فرق گر عاشق باشم
چه تفاوت که چه باشد سبب خنده‌‌ی مستانه‌‌ی او
بروم در پی خویش،
روم آنجا که فارغ باشم

صادق ستوده نیا

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.