عاشقی کن تو با معبود خویش

عاشقی کن تو با معبود خویش
کز او در جهان بهتر نباشد هیچ

دکتر نرجس مسعود

نظرات 1 + ارسال نظر
سعید دوشنبه 4 دی 1402 ساعت 11:33

روزی به جایی می رسی، دیگر صدایم را...
مهمانوازی های گرم و بی ریایم را...

دلتنگم و در کوچه ها باران یکریزست
گم می شوم از چشمهایت ردپایم را

تب کرده ام از دست هایت ، مهربانی را
مثل کسی که گرمی اش فنجان چایم را...

با اینکه قلبم دیگرآن قلبِ صمیمی نیست
جا می گذارم شعر ها با زخمهایم را...

هر چند از چشم و دلم دوری ولی انگار،
دور از نگاه دیگران داری هوایم را

آرزو حاجی خانی

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.