عاشقی کن تو با معبود خویشکز او در جهان بهتر نباشد هیچ دکتر نرجس مسعود
روزی به جایی می رسی، دیگر صدایم را...مهمانوازی های گرم و بی ریایم را...دلتنگم و در کوچه ها باران یکریزستگم می شوم از چشمهایت ردپایم راتب کرده ام از دست هایت ، مهربانی را مثل کسی که گرمی اش فنجان چایم را...با اینکه قلبم دیگرآن قلبِ صمیمی نیست جا می گذارم شعر ها با زخمهایم را...هر چند از چشم و دلم دوری ولی انگار،دور از نگاه دیگران داری هوایم راآرزو حاجی خانی
روزی به جایی می رسی، دیگر صدایم را...
مهمانوازی های گرم و بی ریایم را...
دلتنگم و در کوچه ها باران یکریزست
گم می شوم از چشمهایت ردپایم را
تب کرده ام از دست هایت ، مهربانی را
مثل کسی که گرمی اش فنجان چایم را...
با اینکه قلبم دیگرآن قلبِ صمیمی نیست
جا می گذارم شعر ها با زخمهایم را...
هر چند از چشم و دلم دوری ولی انگار،
دور از نگاه دیگران داری هوایم را
آرزو حاجی خانی