روزی

روزی
تنهایـیِ خـود را
بـرمیـدارم
و مـی رویـم
بـه شهـرِ
مملـو از هیـچ کـس
برایـش
از تـو خواهیم
گفـت
از رفتنـت
کـه بـرای ابـد
مــا را با درد و زخـم
بهــم دوخـت


حیدر ولی زاده

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.