ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
یک روز خواهم آمد
با یک گلدان پر از آفتاب
میگذاریش روی پنج انگشتت
و میگویی:
تو که باغبان نبودی
کتفم را تکان میدهم
از دستهای بریده شدهام
برگ میریزد
سارا_محمدی
لحظه ها
نبودنت را
در من تکرار می کنند
و من شبیه دانش آموزی
که درسش را نمی فهمد
خودم را به آن راه می زنم
که بی تو من
پر از بغض های بلاتکلیف
حرف های گریه نکرده ام !
پرویز صادقی
حواست هست؟!!
تو باشی دلم
هزار پنجره رو به بهارست و
هزار نغمهی خوش به سرآغاز
تو باشی لبخند
مسیرِ عاشقانهیِ دلبریست
و ستایشِ حیات
تو باشی نبض عشق چنان میزند
که گویی زندگی تا ابد برقرار
تو باشی بهار دیدنیست
و فصلها، شاعر احساس و ادراک
تو باشی رنگ شعر ارغوانی
موج بودنت عطر جنون دارد
تو حواست باشد
اما بگذار
دقیقهها حواس مرا
به زیبایی بودنت تسخیر کنند
من جاری به این حسِ بودنم
من هواییام به رویایِ ماه..
نیلوفر_ثانی
محبوبم
رازها را به غیر خودت نمیڪَویی ،
چرا که زندڪَی موضوعی خصوصی است
مثل نفس ڪشیدن ؛
من اغلب رازهایم را به خودم میڪَویم
امروز به خودم ڪَفتم :
" اے ڪاش یڪ روز شما را ببینم
و به شما بڪَویم من آن دستیام که همیشه به سوے شما دراز شده "
هر چیزے بهایی دارد و عشق
بهاے رازهاے در دل مانده است ...!!
«حیف حوصله ام پیر شده »
صالحعلا_محمد
میسرایم " تو و چشمان تو را "
نه سپیدی ، نه غزل ...
تویی آن شعر دل انگیز و بلند
که پر از مثنوی بارانی ؛
منم آن شاعر بیدل
که فقط
برق چشمان تو را می بیند ...
سبک من عاشقی و
قافیهام دلتنگیست ...
منم آن مست و پریشان نگاهت
که دلم تو و احساس تو را میخواهد ..
فروغ فرخزاد
خوشخبر میآیم ای غم از دلم پرواز کن
خرمنی گل را به دامن میکشم ره باز کن
معینی کرمانشاهی
حال خوب می خواهی؟
یاد بگیر روی پای خودت بایستی،
به خودت تکیه کنی و
همه کاره ی دنیای خودت باشی
از هیچ کس توقعی نداشته باش
توقع داشتن از آدم ها،
جز اینکه باعث رنجش و
مانع خودباوری ات باشد
نتیجه ی دیگری ندارد
سعی کن فقط روی خودت حساب کنی..خلاص