نور!
رفت!
صدا!
رفت!
رفتی
ترس رفتنت رفت
نشست روی عصب‌های شب
زد به گلو کمرش را شکست
کجا
دیگر کی
کنار توبنشینم
نور برود
صدا برود
برویم
به عصب‌های شب بزنیم.

روجا_چمنکار

برای رسیدن به تو

برای رسیدن به تو
خودم را
به باد داده ام
راه میانبری به ذهنم نمی رسید

مژگان_عسکری

« رک و راست بگویم

« رک و راست بگویم 
می خواهم ببوسمت 
چنان عاشقانه
که برایِ نخستین بار 
حس کنی 
این بارعشق ،
غش کرده است
 سوی من ! »


ریچارد براتیگان

بکوش که هر چه عمیق‌تر نفس بکشی،

بکوش که هر چه عمیق‌تر نفس بکشی،
طعم راستین طعامی را که می‌خوری،
دریاب و چون می‌خوابی،
عمیق به خواب برو.
با تمام توان خود بکوش تا آنجا که ممکن است زنده باشی و زندگی کنی،
چون می‌خندی از عمق جان قهقهه بزن و چون خشمگینی، خشم خود را به نهایت ابراز کن.
مرگ بر در است...

ارنست_همینگوی

وقتی ازم میپرسی خوبی،

وقتی ازم میپرسی خوبی،
.
.
.
.
.
.
دیگه نمیتونم بد باشم..

رسیدن ... به ارزو ها می تواند ،

رسیدن ...
به ارزو ها می تواند ،
حال ادمها را خوب کند !
اما ...
از دست دادن این ارزو ها ،
چندین برابر ،
حال دل تان را خراب می کند .
پس خیلی مراقب ،
داشته هایی باشید !
که زمانی ارزویتان بوده است .


مهدی_قاسمی_نسب

هیشکی قسمت کسه دیگه ایی رو نمیخوره

خانوم جون میگفت
هیشکی قسمت کسه دیگه ایی رو نمیخوره
راستم میگفت...!
تو همون سیب قرمزی بودی
که هیـــــچ وقت قسمت من نشد!

اونقدر بهت نزدیک بودم که میتونستم با نوک انگشتم قلبتو لمس کنم
آرومت کنم
دستت رو بگیرم و بگم کنارتم
ولی حتی اگه بند بند وجودمم بهت میدادم بازهم تو قسمت من نبودی
تلاشهای من بی فایده بود....


سونا_محمدی