گر تو نباشی یار من ، گشت خراب کار من

گر تو نباشی یار من ، گشت خراب کار من
مونس و غمگسار من ، بی تو به سر نمی شود
بی تو نه زندگی خوشم ، بی تو نه مردگی خوشم
سر ز غـــــــم تو چون کشم ، بی تو به سر نمـــی شود

مولانا

حقیقت

حقیقت
نه به رنگ است و نه بو
نه به هآی است ونه هو
نه به این است ُ نه او
تا کسی نشنود این راز گهر بار جهان را
آنچه گفتند و سرودند
تو آنی!!
خود تو جان جهانی
گر نهانی و عیانی
تو همانی که همه عُمر به دنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطه ی عشقی
همه اسرار نهانی !

هم نظری هم خبری هم قمران را قمری

هم نظری هم خبری هم قمران را قمری
هم شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکری
"مولانا"

صنما چگونه گویم

صنما چگونه گویم
که تو نور جان مایی؟

که چه طاقت است جان را،
چو تو نور خودنمایی؟


مولانا

چه کرده ای تو با دلم...

چه کرده ای تو با دلم...
که نازِ تو...
نـــیازِ مــاست!؟


مولانا