نمی پرسم دراین شبهای دلتنگی کجا بودی

نمی پرسم دراین شبهای دلتنگی کجا بودی
ولی یک جمله می گویم: چه بی حد بی وفا بودی

اگر حالا غریبم در شلوغی فکر می کردم
میان بی کسی هایم تو تنها آشنا بودی

زمانی من گمان کردم تسلّی بخش و درمانی
ولی انگار بر جانم چو دردی بی دوا بودی

سپردم قلب پاکم را به دستت تا نگهداری
نمی دانست قلبم که، تو در فکر جفا بودی

دلم خوش بود می مانی ولی رفتی تو از پیشم
چه میکردم تو را وقتی، به من بی اعتنا بودی


لیلا حیدری