تو درخت تنومندی هستی

تو درخت تنومندی هستی

که شاخه‌هایت

در هر بهار

چلچله‌ها را به مهمانی فرا می‌خواند

بی‌ادعا و بی‌منت

و من بی‌ تو

ریشه‌ی خشکی هستم که

تمام خاک سرزمین مان را

از شمال تا جنوب

در جست‌وجوی قطره‌ای آب می‌پیماید

بگو بی‌تو چه کنم

مهربانم ...



"شهره روحبانی"

ستاره‌هایم را باور کن

ستاره‌هایم را باور کن
در شبی نیمه مهتابی
که با یاد تو سحر می‌شود
من از بی‌کران آسمان
در این شب تاریک
برای تو ستاره می‌چینم
ستاره‌هایم را باور کن
...
خدا می‌داند کابوس‌های من
تا چه اندازه هولناک‌اند
من از ترس نبودنت تا صبح
چراغ خانه را روشن می‌گذارم
و مهتاب می‌چینم
برای بستری که تو دیگر در آن نیستی
...

 

"شهره روحبانی"