ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
((یاارحم الراحمین))
دلم ز شوق تو ای گل ... هوای کوی تو دارد
ز روی رُخت ای یار ... غم دلم به سر آید
شود که چو خورشید ز پرده در آیی
دل غمیده ی من را زِغم بِرَهانی
تو رُخ بنمایی و دل بروبایی و مهر و محبّت
و شادی و عشق را به من بچشانی
(بر جمال دلربای مهدی صلوات)
سیّد ایمان داوودی
دریا خروشان و دلم ، چون کشتیِ بشکسته ایست
بنشسته در اعماق آب دنبال راه چاره ایست
روزی به روی آب ها ، او حس و حالی تازه داشت
همچون غزالی تیز پا ، بر غصه ها او می شتافت
اینک چنین بیخود ز خود ، غم ها حصارش کرده اند
در عمق ظلمت های خود اورا شکارش کرده اند
دل اینچنین زارست چنین ، اینگونه بیمارست چنین
بر حال و بر احوال خود ، صد بار گریانست چنین
سیّد ایمان داوودی