من نیز دلتنگ تو بودم صبر کردم

من نیز دلتنگ تو بودم صبر کردم
راضی نمیشد این دل اما جبر کردم

آهوی زیبایی درون قلب من بود
با حُقه‌ها آهوی دل را ببر کردم

پنهان نکردم هیچ حسی از تو هرگز
احساس‌ها را در دل اما قبر کردم

رونا محمدی

تا هست مرا مِهرِ تو دست آویزم

تا هست مرا مِهرِ تو دست آویزم
من بــاز به امید تو برمیخیزم


رسوا کنم آن شکست و ناکامی را
من آبِ رویِ شکست را میریزم

سُستم! ز طلب دست برآرم آیا؟!
من سُست! نه من سخت تر از پاییزم


یکبارِ دِگر، هزار یا صدها بار
هرگز، نه که نومید شوم، برخیزم...

رونا محمدی