کجای این خانه خودت را جا گذاشته ای

کجای این خانه
خودت را جا گذاشته ای
کدام گلدان ،
کدام پنجره
هوای دلتنگی ات
تمام نمیشود ...


حسین_عربی

عشق بادبادکیست

عشق
بادبادکیست
در دست های باد
و من همان
کودک سرگردانی
که هیچ وقت
نمیرسد ...


حسین_عربی

بهار صدای قدم های کسی ست

بهار
صدای
قدم های کسی ست
که نزدیک و نزدیک تر میشود
و دنیای تو
پر از لبخند
پر از شادی
پر از شکوفه های
دوست داشتن


حسین_عربی

بهانه ی ساده ایست

بهانه ی ساده ایست
برای خوشحال بودنِ هر صبح
اگر کسی را
دوست داشته باشی
همین


حسین_عربی

چقدر همه چیزها باتو بهترند

چقدر همه چیزها باتو بهترند
تماشای غروب
طعم چای ها
دغدغه ها
گرفتاری ها
بهار ها ، پاییز ها
صدای پرندگان
صبح ها
قرار ها ، نگاه ها
لحظه ها
هر کس نیاز دارد
یک نفر را داشته باشد
تا کمی بیشتر
معنی زندگی را بداند
همین ‌...


حسین_عربی

چه دور چه نزدیک فقط قلبی میخواهد

چه دور
چه نزدیک
فقط قلبی میخواهد
برای تپیدن
خوشبخت بودن
چیز عجیبی نیست
کافیست میان ضربان کسی
کمی هم یاد تو
جریان داشته باشد
همین ...


حسین_عربی

به گمانم

به گمانم
دیوانه ام کرده ای... هر روز
با یک دسته گل
به ملاقات نبودنت میروم !!

حسین_عربی