ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
آیا گلوله ها
پیراهن سرخ به تو می آید
یا تو به پیراهن سرخ؟
شکوفه ها را باد باردار می کند
یا زیبایی تو؟
لحظاتی هست
که استخوانهای اشیاء میپوسد
و فرسودگی از در و دیوار میبارد
لحظاتی هست
نه آواز گنجشک «حمل»
نه صدایی صمیمی از آنطرف سیم
و نه نگاه مادر در قاب
قانعت نمیکند
زندگی قانعت نمیکند
و تو به اندکی مرگ احتیاج داری
الیاس علوی
بخند ممنوع من!
که با هر بوسه، هزار تازیانه مینویسند
فرشتگان شانهها
که هیچ دستی آنها را لمس نکرده است
فرشتگان حسود
همهچیز را خواهند نوشت
بادهای شوم خبرهای بدی میآورند
بخند
بسیار بخند
باید برای زمستان ذخیرۀ کافی داشته باشم
الیاس علوی
دزدیده
دزدیده
نگاهت می کنم
از دور
با هزار نیرنگ
به هزار رنگ درمی آیم
باد می شوم
گونه هایت را می دزدم
موهایت را می دزدم.
لبخندت را از دست نمی دهم
هرچند برای من نیست
دستانت را از دست نمی دهم
هرچند با من نیست
دزدیده
دزدیده
عشق بازی می کنم
از دور
تو به سلامت به خانه خواهی رسید
و من
لب هایم را در سکوت آتش خواهم زد.
الیاس علوی
گوسفندهایم تمام شدهاند
اما خوابم نمیبرد
خوابم نمیبرد
دلتنگم
اندازه یک «گاو» دلتنگم ...
الیاس علوی