ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
هنوز گلهای چیده شده
از دشت آرزو
که عطر دستان تو را دارد،
به من زندگی میبخشد.
هنوز بهانهی دلم،
شنیدن موسیقی ملایم نگاهِ توست.
من هنوز
به خاطراتت لبخند میزنم
و در خویش بیداد میکنم.
اشک میریزم و حسرت میخورم
برای این همه ممنوعیت.
باید تو باشی،
دستان تو باشد،
عطرت اعلام حضور کند
تا من بفهمم که هستم و نفس میکشم.
حالا روبروی خورشید،
سر بر زانوی زمین گذاشتهام
و هوای یادِ تو را زندگی میکنم.
من هنوز
به آمدنت
بر سرزمین دلم امیدوارم...
#آلما_فریاد