بارانی ام

بارانی ام
نبار
این بار می خواهم
خیس شوم در مردمک چشمان تو
هر بار که ابری می شوی
گم می شوم
در سایه سار تو
قی می کنم گم شدنت را
در این هوای شرجی
به من بگو
گریه هایت برای چیست؟!
سکوت
نم نم باران
قطره، قطره
متراکم می شود
این بار سپید
از گونه های ابر بالا می رود
به یاد روزهای بارانی اش
ومن همچنان می بارم
بر خشکی چشمان او
به او بگو
گریه هایت برای چه بود؟!

هاشم جعفرعلی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد