ما اینجاییم

ما اینجاییم
جایی که جهان،
پیش از آن‌که دارو بفرستد،
نفت‌مان را
در سکوتِ سحر
بلعید.

جایی که جهل را،
در زرورقِ تمدن پیچیدند؛
و شادی را،
در صفِ بنزین،
قطره‌چکان کردند
بر زنی با چادری خسته،
و نوزادی بی‌ قرار.

دنیا به ما بدهکار است
نه فقط دلار،
که آن ثانیه‌هایی
که می‌توانستند
بوی یاس بدهند،
اما
بوی دود گرفتند.

برای تفرقه‌ها
و مرزهایی
که تنها تفاوت‌شان با زخم،
فقط پرچم بود.

برای زبانی
که در گلوی زن
خاموش ماند،
تا مردی پشت تریبون،
بلندتر فریاد بزند
بی‌صدا.

برای سلول‌هایی
که پیش از فهمِ
زندگی ،
باور کردند
باید جان دهند.

برای ژن‌هایی
که هنوز به دنیا نیامده،
دستور جیره‌بندی
دریافت کردند.

برای آغوش‌هایی
که در واگنِ مهاجرت،
پشتِ یک شیشه‌ی مات،
جاماندند.

لبخندِما را
باید تزریق کرد
مثل شیری که نیست،
و فقط نامش
در سینه‌هاست.

ما در خاورمیانه‌ ایم
آیا قربانی؟
آیا قهرمان؟
یا ناظرانِ بازی خورده
در دلِ جهانی
که با دستِ دیگری،
خودش را
می‌بلعد.

و فراموش‌شدن،
حقِ ما نیست؛
بلکه بدهی‌ای‌ست
ثبت‌شده
در استخوان‌های زمین.


شیوا فدائی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد