| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
بر پردههای خالیِ شب، ماه میکِشند
ما را به جُرمِ هیچ به دلخواه میکِشند
وقتی که عشق، قصّهی تکراریِ شب است
دل را به بندِ شهوتِ یک آه میکِشند
از جاده های گمشدهی عصر آهنیم
راهی نمانده باز، ولی راه میکِشند
آنان که با چراغ به دنبال آدماند
خود را به قعرِ ظلمتِ هر چاه میکِشند
در کافههای دود و در انبوه همهمه
تنهایی مرا همه گهگاه میکِشند
با هر قطارِ رد شده از ریلهای عمر
تصویرهای خاطره، کوتاه میکِشند
فردا در این سکوت که فریاد یخ زده
شعرم به نرخِ انجمن کاه میکِشند
اینان که طرحِ پوچی ما را کشیدهاند
پایان قصّه، نقشهی دلخواه میکشند
دکتر سید هادی محمدی