درختی کهنه را دیدم، بسی محکم به بر کردم

درختی کهنه را دیدم، بسی محکم به بر کردم
چه حظ کردم چه حظ کردم
ببستم هر دو چشمانم، به عمق‌جان سفر کردم
چه حظ کردم چه حظ کردم
زمین را ریشه تا اعماق، وجودم را خبر کردم
چه حظ کردم چه حظ کردم
تنش را چون ببوییدم، ز ریشه دیده تر کردم
چه حظ کردم چه حظ کردم
ز خاک و آب و نور و بذر، با یزدان به سر کردم
چه حظ کردم، چه حظ کردم
چنان حسی مرا مهمان، خدا را من نظر کردم
چه حظ کردم، چه حظ کردم

محمدجواد مقصودی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد