مرا با خود ببر ؛ دریا

مرا با خود ببر ؛ دریا
من از ساحل دلگیرم
ببین یارم کنارم نیست
من از این درد می میرم
مرا با موج همراه کن
ببر تا شهر رؤیاها
که عشق و عاشقی جرم نیست
اگر معشوق بوسیدی
گناه در چشم مردم نیست
مرا این صخره ها کشتند
من از بیهودگی سیرم
اسیر غربت خاکم
در این شن زار می میرم


وحید مشرقی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.