| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
چند قدم دورتر از چرتِ پنجره
کنارِ اجاقِ خاطره
رنده
سیبزمینی در دست و پیاز لای دندان
بوی تندی را پشتِ پلکهایم می دواند؛
اشکِ غربت
بر کنجِ لبهای پوسته پوسته
و طراوتی که از سالها قبل، منقضی شده
شیرجه میزند.
تابه
آغوشی تبدار
و کتلتهایی که
به تانگوی روغن می روند.
من
با چاشنی تلخِ انتظار
جهان را سرخ میکنم.
در عمقِ خیالم
بغضی سنگین
مثلِ سایهای
بر هر نفس
چنگ میزند.
هود
غرغرکنان
دود و غم
لای سینوزیت هایش می مالد.
مَن، مِن مِن کُنان
در هیاهوی بخارِ بی بخارِ روزمرگی
در محاصرهی ابهام و عطرِ ریحان
ایستادهام؛
چونان مبارزی تنها
در میدانِ بیتفاوتیها
با شعلهای کمجان از پایداری.
پیشبندم
پر از خردهریزِ رویاها
و آشپزخانه
تاریخچهی من
جایی که زندگیام را
با نخِ نازکِ صبر
و اشک و لبخندِ دوزاری
می بافم؛
با مضافٌ الیه چاقو
تیغِ کلمات را تیز میکنم
تا قصّههای زن بودنم را
بر صفحهای داغ
بنویسم.
مریم کاسیانی