دل به هوایت شکفد چون گلاب

دل به هوایت شکفد چون گلاب
سینه‌ی عاشق شود از عشق، آب

چشم تو آتش به دل انداخته است
جلوه‌ی رویت به جهان شد شتاب

باد سحر بوی تو آورد باز
هر نفسم گم شده در این سراب

نام تو آرامش جان من است
بی تو دلم نیست به غیر از عذاب

دور تو گردم چو مهی گردِ شمع
هر نظری می‌بردم از حساب

عقل به زنجیر تو ماند اسیر
دل شده در حلقه‌ی زلفت خراب

معصومه حیدرپور

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.