از من مپرس قصه‌ی درد

از من مپرس قصه‌ی درد
درد منم، قصه چه هست؟
دلِ رانده‌شده، در به در
دلِ بی‌حس، دلِ بی‌کس

بگویم و نفهمند و بخندند رواست؟
بگویم و بگریم، دواست؟
نگویم و بمیرم رواست؟

نوش‌دارو اگر بودی، چه سود؟
بعد مرگِ سهراب آمدن، رواست؟
نوش‌دارو، پیش یا پسِ مرگِ من را چه سود؟
مرگ من، از بدو تولد بود…
آیا این رواست؟

گفته بودی دلداده‌ای و عاشقی
این، ادعاست؟
توانِ سنجشم نیست دگر
آیا این خطاست؟

از من مپرس قصه‌ی درد
درد منم… من، دردم
هیهات…
که این، سراپا جفاست


زهرا رجبی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.