هر چند ما به مهر تو ، ایمان نداشتیم

هر چند ما به مهر تو ، ایمان نداشتیم
عاشق شدیم و فرصت کتمان نداشتیم

پاییز بود و کوچه پر از کودکان عقل
عمری گذشت و شوق دبستان نداشتیم

چنگیز چشمهای تو ، با روحمان چه کرد
ما را چه شد که جرات طغیان نداشتیم

ای سینه ی دریده ی من در هجوم تیغ
از ابتدا میلی به این دونان نداشتیم

ای آرزوی سوخته، ای خواب ناتمام
آغازمان کجاست که پایان نداشتیم ؟


جهانگیرزمانی جونقانی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.