صدای قدم هایت نزدیک و نزدیک تر می شد...
و نفس هایت گرم و گرم تر..
زدم بر روی موهایم شانه...
و بر پیراهن گل گلی ام عطر دلخواهت را..
در را که باز کردم
خیالت بود
دلتنگی ات را آورده بود...
#امینه_صفرپور
ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
تو همان
خاص و ناب و فوقالعادهاى
که حالم با تو عشق است...
#امیر_وجود
چون ابری
از تشنج بارانها
چون آسمانی از نفس
فصلهای گرم تا بی نهایت
تا آن سوی حیات گسترده بود او
#فروغ_فرخزاد
جمعه تویی
با همه دوری ات
خنده به لب
دلخوشی زوری ات
دوست ترم داری و راهی شدی
دل بکن از رفتن مجبوری ات
مریم_قهرمانلو
من نمیگویم آن را
که نمیخواهم بشنوی از زبانم.
اما این رقصِ بیقرار
با تو میگوید: دوستم بدار..
و تماس هر انگشت
با من میگوید: آری، آری
دیده از اشک و
دل از داغ و
لب از آه
پُر است
عشق
در هر گذری
رنگ دگر می ریزد
شاعر: صائب تبریزی