ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
بزرگ ترین خیانتی که انسان میتونه به خودش بکنه، ترس از فکر دیگران در
مورد خودشه.
جهنم، یعنی دیگران...
انبوهی آدم در جهان وجود دارد که در جهنم بسر می برند زیرا سخت وابسته
به داوری دیگرانند.
ژان پل
سارتر
به یاد چشمهای قشنگِ گیرندهاش افتادم..
وقتی که به من نگاه میکرد، چیزی از او به من سرایت میکرد..
ژان_پل_سارتر
مردم از هر چیزی سخن می گویند
به ویژه از آنچه درباره اش هیچ نمی دانند
او همه چیز را فراموش میکرد، از خودش میگریخت،
هر آن ممکن بود خودش را هم فراموش کند،
فراموش میکرد بخورد، فراموش میکرد بخوابد.
یک روز نفس کشیدن را هم فراموش میکرد و کارش تمام میشد.
تا به امروز، هیچ وقت تا این حد حس نکرده بودم
که فاقد ابعاد پنهانی ام، که محدود به تنم هستم،
به افکار سبکی که مثل حباب از تنم بالا می روند.
من خاطراتم را با زمان حالم بنا می کنم.
من به زمان حال رانده شده و در آن رها شده ام.
بیهوده سعی می کنم به گذشته برگردم.
نمی توانم از خودم بگریزم.
ما نقش قهرمان را بازی می کنیم،
چون ترسوییم.
نقش قدیس را بازی می کنیم،
چون شروریم
نقش آدمکش را بازی می کنیم،
چون در کشتن همنوعان خود
بی تابیم و اصولا از آن رو
نقش بازی می کنیم که
از لحظه ی تولد دروغگوییم...!
ژان_پل_سارتر