ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
آسمان کبود است
مثل دست های یخ کرده ی تو
گونه هایت سرخ
مثل خورشید دم غروب
تا پا روی برگ ها می گذاری
دل های ظریفشان میشکند
از غم درون تو
نوشین صرافها
کنار نامت
نوشتم اسمم را
مثل یک خرچنگ بود
یا قورباغه
در کنار گلی سرخ!
نوشین صرافها
برگها میریزند
تارهای مو میریزند
قطرههای باران میریزند
اما کاش
این اشکها این شعر را همین جا تمام کند!
نوشین صرافها
قرص جوشانم
وقتی که بهم لبخند میزنی
حل میشوم
در دریای محبتت
آن وقت...
زندگی بامزه میشود!
نوشین صرافها