ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
جیک جیکِ مستانِ من تو بودی !
راستش
از همان روزهای اول
هم فکرِ پاییز بودم هم زمستان
اما حیف .. که نمیشد
بودنت را
آغوشت را
رج به رجِ داشتنت را
انبار کرد ...
#مریم_قهرمانلو
خودم را در آغوش میکشم
پر بوسه و بغل دار
به نیتِ داشتنت ...
مریم_قهرمانلو
در من هزار بوسه ی مُعطر
میل دارند به عاشقی های مکرر ات
و آغوش هایی که رها کردن
در مرام و مسلکشان نیست
در من یک نفر
جوری به داشتنت مشغول است
که انگار چیزی جز این، از دست و دلاش برنمیآید
بگذار آغوش به آغوش
بوسه به بوسه
شعر به شعر
مسلط باشم به عشق
به دوست داشتنت
مریم_قهرمانلو
درست وقتی که کنار آمده ام !
وقتی تمامت را حریف شده ام ...
بغض ها را یکی یکی غلاف کرده ام
و درد مسیر رفت و آمد اش را تغییر داده
خاطره ها هم باورشان شده که از آن من نیستند ،
سر و کله ات پیدا میشود که چه؟!
که بهم بریزی تمامم را؟
هر چه رشته ام را به خیالت پنبه کنی؟
نه ...
من دیگر
من قبل از رفتنت نمیشوم!
رفتن...
رها شدن...
آدم ها را عوض میکند!
پس بیخودی نگرد...
اویی که بود را نمیابی...
تو دیگر
از من
رفته ای ...
"مریم قهرمانلو"
مادربزرگ می گفت :
آدم بوی غذایی را بشنود، دلش بخواهد
و نداشته باشدش نفسَش می ماند ؛
مریض می شود ..!
دیروز کنارِ پنجره
بوی عطرت
می آمد ...
مریم_قهرمانلو
نه که دلتنگت شده باشم ها !
نه ..
فقط میخواهم بگویم
به پاهایت
آمـدن می آید
همین ...
مریم قهرمانلو