آخر این قلب و این درد کُشَد مارا

آخر این قلب و این درد کُشَد مارا
این عشق بی سر و سامان کُشَد مارا

درد این تنهایی هم کم نیست
اما غم دوریت آخر کُشد مارا

مثل این که کم بودم برایت
آخر این ناکافی بودن ها کُشَد مارا

من دلم میخواست که در کنارت شب را صبح کنم
بی تو این شب تا صبح کُشَد مارا

غم از من و تو در کنار هم می‌ترسید
حالا بی تو این غم می کُشَد مارا

زندگی زیبایی مارا در کنار هم تحمل نکرد
حالا همین زندگی در نبود تو کُشَد مارا

مهم نیست بی من خوشحال باشی
در غیابت فقط غمگینی ات کُشَد مارا


فاطمه صفری

من تنهای تنها بودم ، که آمدی

من تنهای تنها بودم ، که آمدی
بی کس تر از همه بودم ، که آمدی

من انتظار نداشتم ، اما تو آمدی
من رفتنی بودم اما تو ، آمدی

در بدترین زمان ممکن ترک شدم
و تو به بهترین شکل ممکن ، آمدی

بی پناه دو عالم بودم ،بی پناه
اما تو برای پناه دادن به من آمدی

اشکالی ندارد که اینبار تو‌ رفتنی شدی
چرا که مطمئنم‌ روزی با اشک میگویم که آمدی

فاطمه صفری

میشه نفر سوم رابطه آدمیزاد ‌نیست !

میشه نفر سوم رابطه آدمیزاد ‌نیست !
گاهی میتواند یک حس باشد ؛
یک حس پوچ و خانه خراب کن ...
به‌ نام شک

#فاطمه_صفری