ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
ما جوانیم و فقط از کام ها
مزه ی سیگار را فهمیده ایم
در بهار کوته این زندگی
ما فقط دیوار ها را دیده ایم
من یقین دارم که از باغ خدا
بیش از یک سیب را دزدیده ایم
یا که شاید خوشه ی گندم نه و
حاصل یک عمر حق را چیده ایم
چین پیشانی ما گویاست که
از ستم های جهان رنجیده ایم
گرچه در ظاهر خوش و سرمست و شاد
از درون خود ولی پاشیده ایم
در درخت پر ز بار این جهان
ما جوانان وطن خشکیده ایم
علی کوهی
به جز آغوش آرامت کجا دارم پناهی من
به جز قلب پر از عشقم کجا دارم گواهی من؟
تمام عشق با دیوانگی هایش گناهم شد
به جز دیوانگی با تو مگر دارم گناهی من؟
بدون تو نمی خواهم هر آن چیزی که دارم را
به دور از صورت ماهت کجا دارم رفاهی من؟
به دور از تو به تلخی عجیبی اشک میریزم
مکان بوسه ات را خیس خواهم کرد گاهی من
به استقبال شادی میروم با لشکر غم ها
به غیر از لشکر غم ها مگر دارم سپاهی من؟
علی کوهی