ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
وقتیکه
هجومِ خاطراتِ بی پایانت
چشمانم را تر میکند,
حجمی از با تو بودن ها
بر روی شعرهایم
سنگینی میکند!
به آسمان فکر نکن
اوج گرفتن دل میخواهد
علی نصیری
باد میوزد ...
خنده ام در پاییزِ گیسوانت
گم خواهد شد!
یادِ تو اما
سرخ میشود
روی گونه ام....
انگار بوسه هایت
میهمان ناخوانده است...!
علی نصیری
چراغ ها را خاموش میکنم!
ماه را می پوشانم
در قابِ پنجره!
فریادها!؟
کمی آهسته تر سکوت کنید!
صدای نوشتن می آید!
آخرین بازمانده از نسلِ عاشقی!؟
به سرزمینِ نرسیدن ها
خوش آمدی.
علی نصیری
باران را به موهایت بباف
و شعرهایم را خیس کن!
چندی است
سکوتِ شهر
آزارم میدهد...!
علی نصیری