تا زخم نگاه سرکشم مست شود

تا زخم نگاه سرکشم مست شود
فارغ زتمام آن چه که هست شود

شوری تو بریز گوشه ی چشمانت
راحم که نه، هرچه هست از دست شود


جواد رحیمی

تلخ است اگر که کام هر کوچه و باغ

تلخ است اگر که کام هر کوچه و باغ
از عشوه ی هر شغال و آوازه ی زاغ

راحم ، بگذار بر جگر ، دندان را
قطعاً گذرد خزان و این فصل کلاغ

جواد رحیمی

رقص گیسوی انار

رقص گیسوی انار

در مستی تاک و رقص گیسوی انار
در خش خش برگ ریز و باران بهار

راحم ، به تماشاگه باغ گیلاس
دل بسته به نقض هرچه غیر از تو، قرار


جواد رحیمی

سَمَن زیر ِ باران, زبان باز کرد

سَمَن زیر ِ باران, زبان باز کرد
سحر قد کشید و غزل ناز کرد

شقایق بر افروخت چهره, و باد
سر صحبتی با چمن باز کرد

چمن شادمان از صفای بهار
صمیمیتش را خوش ابراز کرد

از آن گوشه, پروانه با اشتیاق
طوافش به دور گل آغاز کرد

هوای ِ بهشتی ِ اردیبهشت
گشایش به کار ِ دل و راز کرد

به هر گوشه ای, سرو باغ ارم
به زیبایی ِ قامت , اعجاز کرد

هوا چون مَلَس دید بلبل به باغ
زبان بر ستایش پر آواز کرد

در این بین , (راحم), به دُر ِ دری
به عشق شما , این غزل ساز کر
د

جواد رحیمی

به نام تو غزلی کرده ام سحر آغاز

به نام تو غزلی کرده ام سحر آغاز
تمام پنجره هایش گشوده، هر در ، باز

به شوق بودن با تو ، تمام شعر و غزل
به سبک ِرود خروشان ، روان کنم ابراز

تو انعکاس طلوعی به قلب و باور و جان
در آسمان خیالم، به وقت هر پرواز

هر آیه از لب مستت که بشکفد به بهار
گره گره بگشاید از اشک ِ مریم ، راز

تو جاودانه ترین درس و داستان منی
تمام کی بشود این کتاب ِ هر خط ناز؟

تو شور شعر رهایی که می شوی تحریر
به هر ترانه و تصنیف و نغمه ی شهناز


بیا و خاطر خود را دمی مکدر کن
بخوان دلانهٔ «راحم»به گوشه ای دلباز

جواد رحیمی