دستانم را به دار بکشید

دستانم را به دار بکشید
تا رویاهای نهفته در قلمم
بیرقی شوند به این بیداد ظلمانی
برای ستیز با بادهای خزان
از چشمانم رنگین کمانی بکشید
برای اشتیاقِ ابرها به باریدن
زبانم را حرف به حرف بچشانید
به خیابانهای خفته ، به کوچه های کساد
و...... مرا بِکُشید آنچنانکه

نفسهای واپسینم
صور شوند در سینهٔ باد
حک کنند در گوش دهر
کابوسِ سحرگاهی که
عاقبت خواهد خاست به فنایِ شب

علیزمان خانمحمدی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.