نمی دانم خواب بودم یا که بیدار

نمی دانم خواب بودم یا که بیدار
پریشان حال بودم یا که سالم و هوشیار
رویایی خوش
رویای یک ترانه
روحم را نوازش می داد
و من آرامش ناشناخته ای
را احساس میکردم

رویای یک ترانه
شاید برای جمعی زودگذر باشد
شاید هم از واقعیتها به دور باشد
ولی برای من اسی معنای دیگری دارد
میتواند ترانه ای برای آزاد زیستن
یا که گذر از غم و درد
یا گشایشی برای باز شدن دری
و راه رهایی و
جاودانه زیستن
و یا صلحی جاودانه باشد
ترانه
ترانه است
ولی مفهوم آن برای افراد
متفاوت است
هر شخصی برای خود میتواند
رویای یک ترانه را تلخ و یا شیرین کند
و یا راه زندگی اش را
با ترانه ای خوش یا که غمگین کند
میتواند
خوابش را آنقدر برهم زند
که حتی  روحش
از هر ترانه گریزان شود
حتی میتواند
با جسم و روح خود یکجا
با آرامشی خوش سازش کند
تا بتواند
دری بسوی دانش هستی باز کند
رویای یک ترانه
میتواند جهانی را از خواب مرگ بیدار کند
و هوشیار و استوار
وارد کارزار این روزگار کند
اگر نوازش ترانه به عمق روح برسد
میتواند
با نوایی آرامش بخش
خود را وارد قلبهای بیدار
یا که بخواب رفته  کند
به راستی که
هرشخصی خودش آهنگ و ملودی
رویای ترانه را میسازد
ولی من بدنبال راهی هستم
فراتر از این راه
تا آهنگ  رویای یک ترانه را
با صوتی بلند
و در بیداری کامل
میان جهانیان پخش کنم
نوع آهنگ و ملودی
نور و تاریکی را
معلوم کنم
تا که این کابوس هزاران ساله
را رشته ، رشته پاره و بر ملا کنم
و بگویم
ما نسل بشر
فقط در خط اول ملودی یک ترانه
صداها و رنگها را  شناخته ایم
و خود را آلوده به همان خط کرده ایم
و با اینکه خود را بیدار و هوشیار می دانیم
ولی همواره در انتظار شنیدن آهنگی خوش
در خواب و بیداری
به گرد خود چرخیده ایم
برای همین است
که من میخواهم
آهنگ ترانه ای را
از عمق های بخواب رفته روحم
بیرون بکشم
و ملودی ترانه ای را بنویسم
که در آن رنگها معلوم و
از خواب و بیداری جدا گردد
و همچون نوایی آسمانی ماندگار گردد
فقط کافیست که
با ترانه سرایان نا اهل ننشینیم
و
خود را آلوده به آهنگ و
ترانه های آنان نکنیم
ترانه
اگر در راه وصل دلها باشد
چه در خواب باشیم
یا که بیدار
ما را در میان طوفان نابرابریها
بادوام و استوار می سازد
رویای  یک ترانه
تا ابد ادامه دارد و
ما رهگذری خاموش بیش نیستیم
پس بیایید

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.