گفتی که‌غم مخور،روزگار گذشتنی است

گفتی که‌غم مخور،روزگار گذشتنی است
این داغِ نشسته بر بهار گذشتنی است...

سرد است هوای کوچه‌ی قرارمان،بیا
بر سر قرار که شبِ اغیار گذشتنی است...

شمع عمر من آب شد،ز دیده ام چکید
این عمر پر شتاب زینهار گذشتنی است...

شبانِ عمر من همه به چشم انتظاری گذشت
گفتی صبور باش شب انتظار گذشتنی است...

رفتی و من رفتم از خیال خویش،خویشان
همه دلداریم دادند:فراق یار گذشتنی است...

بعد از آن بر جعبه ی دلم نوشتند با احتیاط
عاشق در فراق آری بسیار شکستنی است...

حسن کریم‌زاده اردکانی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.