هوای حوصله ابری و تار و غمگین است

هوای حوصله ابری و تار و غمگین است
اگر چه یاد تو طعمش همیشه شیرین است

به یادِ لعلِ تو و چشمِ مستِ میگونت
بجای گریه به چشمم دو رود خونین است

غزل همیشه به یاد تو می سرایم من
هنوز شعر من از نامت عطرآگین است

کلافه ام من از این روزگار بی تو ، بگو
بغیر شانه ی مهرت چه چیز تسکین است؟

چه بی شمار تو در خواب من نمایانی
که ذکر نام تو هر شب شبیه تلقین است

بپرس حال مرا گه گداری از شعرم
که حال من ز فراق تو بیت پایین است

شب است و بغض گلوگیر و دفتر شعری
فضای خانه پر از ابر و دود تدخین است

در انتظار طلوعی ز مشرق عشقم
و چشم من به دعاهای مرغ آمین است


شهرام آذین

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.