از پشت کوه غریبه ای آشنا

از پشت کوه غریبه ای آشنا
با کلمات به سینه ام شلیک کرد

ندانست من زنده ماندم
از ترس به ناکجا آباد گریخت


کاش میدانست
جز او کسی را نداشتم
که قصاص کند

رقیه مرادی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.