باید چه کنم شدتِ طوفانت را

باید چه کنم شدتِ طوفانت را
دیوانه نکن مردِ پریشانت را

هجران تو اعصاب مرا ریخت به هم
برگرد که آتش بزنم جانت را

بدجور روانی شده‌ام از دستت
باید که بپاشم سر و سامانت را

وقتی که مرا دوست نداری, باید
هی مُشت بکوبم لب و دندانت را

ای وای که چرت و پرت گفتم انگار
ای عشق! نزن یارِ غزل‌خوانت را


مهدی ملکی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.