من عارفِ دلتنگم یا زاهدِ دل‌سنگ؟

من عارفِ دلتنگم یا زاهدِ دل‌سنگ؟
هر روز نقابی زده‌ام روی نقابی...

فاضل نظری

آه! دیری است کاین قصه گویند

آه!
دیری است کاین قصه گویند
از بر شاخه مرغی پریده
مانده بر جای از او آشیانه...


نیما یوشیج

اگر از کمندِ عشقت بروم ، کجا گریزم ؟!

اگر از کمندِ عشقت بروم ، کجا گریزم ؟!
که خلاص ، بی تو ؛ بند است ،
و حیات ، بی تو ؛ زندان ...

 

"سعدی"

 

پ.ن 1:

"لای" موهایت
تنها نُتی ست که
اگر به دستم برسد
تمام موسیقی های عاشقانه‌ی
جهان را با آن می نوازم...


‌" علیرضا اسفندیاری"

 

پ.ن2:
بانو...!
می شود من همان آدم خیالیِ تنهایتان باشم که... جلوی تمامِ آینه های قدیِِ عمرت برایش دلبرانه رقصیدید...؟
می شود من... همانی باشم که وقت خرید در خیالت میگفت:
این بیشتر بهت میاد...
می شود همان نیامده ای باشم که همیشه برایش می پوشید و آرایش می کنید؟
امکان دارد من دلیل بلندیِ زلف شما باشم بانو؟
اصلا...
ای کاش نام کوچکم را...
سلیقه ی شما میگذاشتند...

 

" امیر مهدی زمانی "

آهسته آرام، دستت را بر من بگذار

آهسته
آرام، دستت را بر من بگذار
و همچون روزگارت
مرا سخت مفشار
که در میان انگشتانت در هم می شکنم
بیش از این نزدیک میا
بیش از این دور مرو...

غاده السمان

دزدی فقط

دزدی فقط
دست تو جیب مردم کردن نیست
یه وقتا آرامش یه نفرو ازش بگیری دزدی کردی.

شب... موهای توست!

شب...
موهای توست!
ریخته بر بازوان ماه
تاریک
طولانی...
طولانی...


صفا وهابی

ما اغلب برای از بین بردن رنج و درد خویش

ما اغلب برای از بین بردن رنج و درد خویش
به آینده پناه می بریم .
در پهنه ی زمان، خطی تصور می کنیم که
در فراسوی آن خط درد و رنج ما پایان خواهد یافت

سالها بعد،

سالها بعد،
از ما به عنوان سرسخت ترین مردمان یاد میکنند!
در دلمان امید کشته شده بود!
اما باز ادامه میدادیم برای رسیدن به روزهای روشنی که فردایش از امروزش تاریک تر بود...!

رومینا معین زاده

کسی چه می‌داند؟

کسی چه می‌داند؟
شاید همه‌ی آرزوهای ما همین طورند!
شاید تمام آرزوهایمان جایی منتظرند...
منتظرند که ما آن‌ها را
از تهِ دل بخواهیم تا برآورده شوند!

کارن_هس

در قایق سرگشته‌ی این ماه هلالی

در قایق سرگشته‌ی این ماه هلالی

من هستم و یاد تو و دریای خیالی

این گوشه همان گوشه و این میز همان میز

جای لب تو مانده بر این ساغر خالی.

 

"عمران صلاحی"