روزهای لال

روزهای لال
کوچه های لال
خانه ها بی لبخند
و تاریخی که می گریزد از آینده
ولی به هیچ کجای دلخوشی نمی رسد
در گذشته ای مجهول

مشکوکم
به تمامِ کتاب ها
وقتی غریبه اند با خبرهای روزنامه

مشکوکم به انسان
وقتی با یک دست نوازش می کند
و دست دیگرش
خون آلود
تفاخرِ اعتقاد است

مشکوکم من
به چشم ها
که ولعی یکسان دارند
در برابرِ زنانِ زیبا
و در میدان های اعدام
به ساعتِ بی گاهِ تماشا
...

پوریا اشتری