وقتی که قلبم می ‏تپد در واژه‏ های ترد و تر

وقتی که قلبم می ‏تپد در واژه‏ های ترد و تر
بگذار تا رسوا شوم از باده‏ های بی‏ثمر

ساقی بیا پیمانه‏ ای بر چشم خوابم تازه کن
از جام گیسویت مرا، یک مست بی ‏اندازه کن


در من مرا گم کن ببین، گم می‏شوم در شور تو
یا عاشقانه می‏ چکم در سایه‏ ی مغرور تو

زیر رواق پلک تو شیدای شیدا می‏شوم
با شعر پنهانی شبی، آهسته پیدا می‏شوم

لیلای لیلا می ‏شوم با چک‏ چک چشمان تو
محراب می ‏سازم ز تو، از عشق پر ایمان تو

دستی به گیسوی غزل، می‏ رقصم از شیداییت
می‏خندم و می ‏افسرم از هق ‏هق رسواییت


ساقی بیا اینک مرا غرق حضوری ساده کن
دیر است، این پیمانه را، بشکن، نصیب جاده کن

نسرین باستانی